سفارش تبلیغ
صبا ویژن
مدیر وبلاگ
 
کـــــلام نـــو
حقیر افتخار سربازی امام زمان علیه السلام بر دوشم هست. طلبه ی ناچیزی هستم و هدفم بیان معارف ناب اسلامی و شبهه زادیی است.
آمار واطلاعات
بازدید امروز : 16
بازدید دیروز : 41
کل بازدید : 405625
کل یادداشتها ها : 99
خبر مایه



آیا مقام انسان در هنگام تولد با فرشته یکسان است؟

پاسخ

 الف: تمایزات بین نوع انسان و فرشته ها

ازآنجایی که نوع انسان موجودی است  مادی ، ذات او دارای قوه ها و استعدادهایی است که به فعلیت نرسیده اند. زیرا انسان مکلف به اوامر و نواهی خدای سبحان است و با انجام اوامر الهی از قوه به فعل در آمده و به سوی کمال خود حرکت می کند. 1

انسان موجودی است که یک جنب? مادی دارد و یک جنب? مجرد ، یک تفاوت حیوانات با انسان این است که حیوان وقتی به دنیا می آید، چه از نظر جسمی و چه از نظر خصلتهای روحی، بالفعل به دنیا می آید، یعنی حیوان با یک سلسله غرایز به دنیا می آید و تا آخر هم همین طور است، تغییرپذیر هم نیست مگر در سطح بسیار کم.
ولی انسان از نظر جسم، کامل به دنیا می آید ، یک عضو ناتمام از او باقی نیست که در دنیا بخواهد تمام شود، اما انسان از نظر روح یک منزل نسبت به جسم عقب است، یعنی جسمش در مرحله رحم تمام می شود و روحش در دنیا باید تمام شود. این است که دنیا رحم جان انسان است. 2

در مقابل ، ملائک موجوداتی مجرد از ماده هستند و هیچگونه شائب? جسم بودن در آنها وجود ندارد. و به عبارتی  ملائکه بالفعل محض هستند و هیچ قوه و استعدادی برای تکامل و سیر به سوی کمال را ندارند و به این خاطر است که مکلف به تکلیف الهی نمی باشند ، چرا که در نهایت درج? کمال خویش هستند. عالم ملائک دارای ثبات است و تغییر و تحول در عالم آنها راه ندارد. 3

پس نوع خلقت انسان با نوع خلقت ملائک متمایز است چرا که ملائک از ابتدا بالفعل محض خلق شده اند و هیچ قوه و استعدادی برای تکامل ندارند و در نهایت درج? کمال وجودی خویش هستند. 4

اما انسان مراحل بسیاری را برای تولد طی می کند « لقد خلقنا الانسان من سلاله من طین ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِی قَرارٍ مَکِینٍ * ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَکَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِین‏ » ( آیات 12 ، 13 و 14 سور? مومنون) این آیات نشان گر این است که انسان در ابتدا جسم بوده و جسم همراه با قوه و استعداد است ، جنین در رحم مادر بر اثر تکامل جسمی قابلیت دریافت نفس انسانی را کسب می کند و به موجودی دوگانه که دارای جسم و روح است مبدل می گردد ، روح از دل ماده بر می خیزد و با آن ارتباط برقرار می کند همانند میو? درخت یا شعل? برخواسته از دل مواد محترقه؛ لیکن بقاء و استمرار روح به ماده بستگی ندارد. ؛ بنابراین نفس انسانی برابر آیه شریفه « ثم انشأناه خلقا آخر» بر اثر سیر تکاملی جنین در رحم انسان به وجود امده است. 5

ب: ویژگیها و خصوصیات انسان کامل

در میان نوع بشر ، انسانهایی هستند که با فضل و عنایت خدای سبحان از بدو تولد دارای خصوصیاتی مافوق انسانهای عادی بودند؛ بطوری که در پیامبران مرسل و ائمه معصومین (علیهم السلام) مشاهده می شود ، گرچه خلقت مادی این بزرگواران همانند خلقت نوع انسان است ، اما دارای ویژگیهای منحصر به فردی هستند که افراد عادی این ویژگیها را ندارند ، برای مثال حضرت عیسی (ع) در اوان کودکی به مقام نبوت نائل گردید « قالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتانِیَ الْکِتابَ وَ جَعَلَنِی نَبِیًّا » (مریم 29) در حالی که برای انسان عادی چنین امری ممکن نیست . و ائمه دیگری که در دوران کودکی به مقام امامت نائل آمدند.«  وَ یُکَلِّمُ النَّاسَ فِی الْمَهْدِ وَ کَهْلا» ( مائده 110) « یا یَحْیى‏ خُذِ الْکِتابَ بِقُوَّةٍ وَ آتَیْناهُ الْحُکْمَ صَبِیًّا»(مریم 12). ( برای مطالعه بیشتر به ذیل این آیات شریف در تفسیر المیزان و یا تفاسیر دیگر مراجعه بفرمایید)

در مقام و منزلت انسان کامل معصوم همین بس که آن ذوات نورانی عَلََم عبودیت هستند ، زیرا اصل وجود و هستی شان که بزرگترین نشان? خداست بر وجود ذات اقدس الهی و جامع جمیع کمالات بودن او دلالت می کند و رفتار و کردار و گفتارشان به آیین و شریعت او که طریق طاعت و بندگی است . راه نمایاندن آنها اختصاص به انسانها ندارد ، بلکه فرشتگان و جنیان نیز از آن ذوات مقدسه بهره می برند و معلم (مطاع) فرشتگان الهی هستند 6

با توجه به دو مقدمه فوق روشن می شود که انسان کامل از بدو تولد تمامی کمالات انسان کامل را داراست ؛ بنابراین مقام و رتب? وجودیش بالاتر و برتر از ملائک می باشد اما انسانهای معمولی در بدو تولد هیچ برتریتی نسبت به ملائک ندارند چرا که « وَ اللَّهُ أَخْرَجَکُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِکُمْ لا تَعْلَمُونَ شَیْئا» ( نحل 78) در حالی از بطون مادرانشان خارج شدند که هیچ نمی دانستند ؛ یعنی دارای قوه ادراک و عقل و شعور نبوده اند ؛ سایر انسانها نیز برای رسیدن به مقام عالی   ( جانشینی الهی) باید حرکت را از دامگاه پردان? طبیعت آغاز بکند ، لیکن باید دانست که به کمک علم و راهنمایی عقل ، این راه ، پیمودنی و این مقصد رسیدنی ، و ان مقصود ، دست یافتنی است. مرد می خواهد که هراسان نشود و برای سیر در این مسیر پر پیچ و خم و گذرگاه پر سنگلاخ و دهشت آور که با پرتگاههای هولناک غضب و شهوت احاطه شده ، وحشت به دل راه ندهد.

اگر انسان از این گذرگاهها گذر کرد به بالاترین مقام (جانشینی الهی) می رسد که قرآن کریم فرشتگان تسبیح گو و تقدیس گر را هم لایق آن نمی داند « فسجد الملائکه کلهم اجمعون» (حجر 30).7

به طور خلاصه باید گفت حساب انسان کامل با حساب نوع انسان ها جداست ، چرا که انسان کامل از همان بدو تولد و اوان کودکی دارای ملک? عصمت بوده و مقام خلافت الهی را دارد ، لذا مقام انسان کامل از مقام فرشتگان یقینا بالاتر است ؛ از این جهت خدای سبحان دستور سجده بر انسان کامل را صادر نمود « وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَم» ( بقره 34) ‏.  اما نوع بشر در هنگام تولد چنین خصوصیاتی را ندارد ، بنابراین مقام فرشتگان از مقام کودک تازه به دنیا آمده برتر خواهد بود . چرا که هنوز قوه ها و استعدادهای موجود در نفس او بالفعل نشده ، اگر استعدادهای خویش را شکوفا کرد به جایی می رسد که یقینا از ملائکه برتر خواهد شد.

اما اگر به همان صورت باقی بماند و استعدادهای خود را به فعلیت نرساند در مرحل? حیوانیت خود باقی خواهد ماند و حتی در جاهایی از حیوانات نیز پست تر خواهد شد . « أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِکَ هُمُ الْغافِلُون‏» ( اعراف 179)  8

قال علی ( علیه السلام) : « اضاعه الفرصه غصه » از دست دادن فرصتها اندوه بار است.

نهج البلاغه ، حکمت 118

 

1.       خصال ، محمد باقر کمره ای ، تهران ، انتشارات کتابچی ، چاپ اول 1377 هـ.ش ج 1 ص 133

2.       مطهری مرتضی، مجموعه آثار ، تهرن ، انتشارات صدرا ، چاپ سیزدهم ، 1385 هـ.ش ج 2 ص 21 و 22

3.       ر. ک : طباطبایی محمد حسین ، بدایه الحکمه ، شیروانی علی ، قم ، انتشارات اسلامی جامعه مدرسین ، چاپ نهم 1386 هـ.ش ، مرحل? 11 فصل 11

4.       ر. ک : طباطبایی محمد حسین ، نهایه الحکمه ، شیروانی علی ، قم ، انتشارات اسلامی جامعه مدرسین ، چاپ هشتم 1385 هـ.ش ، مرحل? 11 فصل 12

5.       جوادی آملی ، عبد الله ،  ادب فنای مقربان الهی ، حجه الاسلام محمد صفایی ،قم ، انتشارات اسراء ، چاپ اول ، 1385،  ج 4 ص 84    

6.       همان ج 2 ص 391

7.       همان  ج 4 ص 92 و 93

8.       مصباح یزدی محمد تقی ، خداشناسی انسان شناسی کیهان شناسی همان ص 372

  
سوال:
اگر ملائک مجرد از ماده هستند پس چگونه قرآن کریم برای ملائک صفات مادی ( همانند شکل و ...) نسبت می دهد ؟
و سوال دیگر اینکه آیا تجرد در ملائک و روح همان تجردی است که ما برای خدا قائل هستیم؟

پاسخ
بحث در مورد مجردات یک بحث بسیار عمیق و مشکلی است که بدون مقدمه غور نمودن در این مباحث با عث سرگردانی و گم کردن رشت? بحث خواهد شد ؛ بنابراین سعی می کنیم پاسخ مختصر و گویایی از این پرسش ارائه بدهیم.
مفهوم واژ? مجرد:
واژه مجرد اسم مفعول از « تجرید» وبه معنای « برهنه شده» است و این معنی را به ذهن می آورد که چیزی دارای لباس یا پوسته ای بوده که از آن کنده شده و برهنه گردیده است . ولی در اصطلاح فلاسفه به معنای مقابل « مادی» به کار می رود و منظور این است که موجودی دارای ویژگیهای امور مادی نباشد و اصلا  غایتی به سابق? ماده و برهنه شدن از آن یا هر چیز دیگری در کار نیست و در واقع به معنای « غیر مادی» است.1
مشخص شدن ماهیت موجود مجرد منوط به این است که ماده و ویژگیهایش را بشناسیم ؛
واژه مادی در اصطلاح فلاسفه در مورد اشیائی بکار می رود که نسبتی با ماده جهان داشته ، موجودیت آنها نیازمند به ماده و مای? قبلی باشد و واژ? « مجرد» بمعنای غیر مادی و غیر جسمانی است یعنی چیزی که نه خودش جسم است و نه از قبیل صفات و ویژگیهای اجسام می باشد. 2
ویژگیهای جسمانیات و مجردات
جسم بصورتهای مختلفی تعریف شده که مشهورترین آنها این است :
«جسم جوهری است دارای ابعاد سه گانه (طول و عرض و عمق) »
ویژگیهای جسم :
امتداد آن در سه جهت
دارای مکان است
قابل اشار? حسی است
موجود جسمانی دارای امتدا چهارمی است که از آن به « زمان» تعبیر می شود .
 با توجه به ویژگیهای اجسام و جسمانیات می توان مقابلات آنها را بعنوان ویژگیهای مجردات قلمداد کرد ، یعنی موجود مجرد ؛  نه انقسام پذیر است  ، و نه مکان و زمان دارد. تنها برای یک قسم از موجودات مجرد می توان بالعرض نسبت مکانی و زمانی در نظر گرفت و آن نفس متعلق به بدن است. ولی این مکان داری و زمان داری در واقع ، صفت بدن است و در اثر تعلق و اتحاد روح با بدن ، از روی مسامحه و مجاز به آن هم نسبت داده می شود. 3
حال که مفهوم واژه تجرد روشن شد عرض می کنیم : چون فرشتگان از صفات مادی مبرا هستند و ویژگیهای ماده را ندارند پس مجرد می باشند ؛ اما اینکه خداوند سبحان حرکاتی از قبیل رکوع و سجود را به ایشان نسبت می دهد و یا ایشان را همراه با شکل و اوصاف مادی توصیف می کند ، از باب تشبه نامحسوس به محسوس است .
با توجه به اینکه بشر در طبیعت مادی به سر می برد ، جان و دل او آمیخته با مادیات شده و درک صحیح و روشنی از مجردات ندارد ، فلذا خداوند سبحان خواسته است با بیاناتی از این قبیل ، موجود نامحسوس را در حد موجود محسوس پایین آورده تا بشر بتواند با توجه به درک مادی خود تصوری از فرشتگان داشته باشد. چون توصیف موجود غیر مادی جز با الفاظ مادی ( که قابل فهم برای بشر است)  ممکن پذیر نیست. و چاره ای جز این نیست که با این قبیل الفاظ ، فرشتگان را توصیف نماید. 4
در مورد سوال آخر حضرتعالی (که ناظر به تفاوت تجرد الهی با تجرد ملائکه و روح است ) لازم است مقدمه ای که شامل تقسیمات عوالم هستی است خدمت جنابعالی ارائه شود :
حکمای اسلامی و بالاخص ملاصدرا ــ قدّس سرّه ــ   با ادلّه عقلی ، وجود عالمی را فراتر از عالم طبیعت اثبات نموده اند ، که عالمی مجرّد و مبرّا از مادّه و آثار خاصّ ماده مثل حرکت و زمان است ؛ امّا برخی از آثار ماده نظیر شکل و رنگ و مقدار و ... را داراست ؛  موجودات این عالم ، از جهاتی شبیه به موجوداتی هستند که انسان در خواب می بیند که دارای شکل و رنگ و امثال آن هستند ولی مادّی نیستند. حکما این عالم را عالم مثال نامیده اند ؛ و مدّعی اند که عالم مثال ،همان عالم ملکوت است. این عالم ، باطن عالم طبیعت و علّت وجودی آن است ؛ و در رتبه وجودی ، بالاتر از عالم ماده قرار دارد ؛ یعنی شدّت وجودی آن بسیار بیشتر از عالم مادّه است ؛ لذا گفته می شود ، عالم مثال یا ملکوت فوق عالم مادّه است ؛ و مراد از این بالا بودن بالا بودن مکانی نیست ؛ چرا که عالم مثال ، لامکان است و مکان ندارد ؛ و چیزی که مکان ندارد بالا بودن مکانی برای آن بی معنی است .  
حکما برای عالم مثال نیز باطن و علّتی اثبات نموده اند که نه تنها از مادّه که از آثار مادّه نظیر شکل و رنگ و مقدار نیز مجرّد و منزّه است ؛ حکما این عالم را عالم عقل یا عالم عقول نامیده اند ؛ این عالم را عالم ارواح مجرّده و عالم ملائک نیز می گویند ؛ موجودات این عالم از جهاتی شبیه عقل و روح انسان هستند که فاقد آثار ماده اند. این عالم نیز از نظر وجودی شدیدتر از عالم مادّه و عالم مثال است ؛ و عقولی که در این عالم وجود دارند همان ملائکند.
در رتبه وجودی ، قبل از عقل اوّل ، علم الهی واقع شده است ؛ که در لسان شرع از آن تعبیر به عرش می شود ؛ این مرتبه نیز علّت عوالم سه گانه مادون خود است ؛ و همه عوالم را از نظر وجودی احاطه کرده است ؛ همانطور که عالم عقل ، عالم مثال و عالم طبیعت را احاطه کرده است ؛ و عالم مثال بر عالم طبیعت محیط است ، به احاطه وجودی ؛  و مافوق عرش ، رتبه وجودی اسماء و صفات حق تعالی است که حقایقی وجودی اند و همه موجودات، تجلیّات آنها هستند ؛ و فوق مرتب? عالم اسماء، کنه  ذات حق تعالی است که هیچ موجودی از آن آگاه نیست ؛ و هر سخنی در مورد آن نشانه جهل است ؛ حتی اشرف کائنات ، محمّد المصطفی ــ صلوات الله و صلوات المصلین علیه و آله ــ نیز در آن مرتبه حیران است ؛ و غایت سیر وجودی آن حضرت تا مرتبه اسماء است ؛ لذا در روایات معصومین (ع) از تفکر در ذات حق تعالی نهی شده ؛ چرا که تفکر در این مرتبه محال است ؛ و هر که بخواهد در این مرتبه تفکر کند در واقع تخیّل و توهّم می کند نه تفکر ؛ آنچه ما از کنه ذات می دانیم فقط همین است که موجود است ؛ لذا موجود نیز یکی از اسامی و تجلیّات اوست نه خود او  .
از مطالب فوق روشن شد که خداوند متعال و اسماء و صفات او ، نه موجود مادّی است نه موجود مثالی و نه موجودی از سنخ عقول مجرّده ؛ بلکه خداوند متعال خالق مادّی و مجرّد است. مادّی و مجرّد از اقسام ممکن الوجودند نه از اقسام بلاواسطه وجود.  وجود تقسیم می شود به واجب الوجود و ممکن الوجود ؛ و ممکن الوجود تقسیم می شود به مادّی و مجرّد ؛ و مجرّد تقسیم می شود به مجرّد تامّ که همان عقولند ، و مجرّد غیرتامّ که همان موجودات مثالی اند. (نهایه الحکمه مرحل? 12 فصل 19)


1.     (مصباح یزدی محمد تقی، آموزش فلسفه ، چاپ نشر بین الملل سازمان تبلیغات اسلامی،  چاپ اول  1378 هـ .ش ج 2 ص 132)
2.    همان ص 133
3.    همان ص 134 و 135
4.    (طباطبایی محمد حسین، ترجمه المیزان، موسوی همدانی سید محمد باقر ، قم دفتر انتشارات اسلامی جامع? مدرسین ، چاپ پنجم 1374 هـ. ش  ج‏17، ص: 6)
5.    طباطبایی محمد حسین ، نهایه الحکمه ، شیروانی ، قم ، انتشارات اسلامی جامعه مدرسین ، چاپ نهم 1386 هـ.ش مرحل? 12 فصل 19


  

 

پرسشگر گرامی برای پاسخ گویی به سوال حضرتعالی لازم است دو مقدمه را متذکر بشویم :

الف: تمایزات بین نوع انسان و فرشته ها

ازآنجایی که نوع انسان موجودی است  مادی ، ذات او دارای قوه ها و استعدادهایی است که به فعلیت نرسیده اند. زیرا انسان مکلف به اوامر و نواهی خدای سبحان است و با انجام اوامر الهی از قوه به فعل در آمده و به سوی کمال خود حرکت می کند. 1

انسان موجودی است که یک جنب? مادی دارد و یک جنب? مجرد ، یک تفاوت حیوانات با انسان این است که حیوان وقتی به دنیا می آید، چه از نظر جسمی و چه از نظر خصلتهای روحی، بالفعل به دنیا می آید، یعنی حیوان با یک سلسله غرایز به دنیا می آید و تا آخر هم همین طور است، تغییرپذیر هم نیست مگر در سطح بسیار کم.
ولی انسان از نظر جسم، کامل به دنیا می آید ، یک عضو ناتمام از او باقی نیست که در دنیا بخواهد تمام شود، اما انسان از نظر روح یک منزل نسبت به جسم عقب است، یعنی جسمش در مرحله رحم تمام می شود و روحش در دنیا باید تمام شود. این است که دنیا رحم جان انسان است. 2

در مقابل ، ملائک موجوداتی مجرد از ماده هستند و هیچگونه شائب? جسم بودن در آنها وجود ندارد. و به عبارتی  ملائکه برای مطالعه ادامه مطلب اینجا را کلیک بفرمایید...

  
+ همراهان عزیز در ایام فاطمیه بنده را هم دعا کنید نیازمند دعاهای شما هستم


+ با سلام خدمت سروران گرانقدر وبلاگ کلام نو به روز شد . در انتظار نظرات سازنده شما ...


+ نعمت های بهشتی سراسر لذت است


+ با سلام خدمت سروران گران قدر ضمن تلیست ایام شهادت فاطمه زهرا (س) با مطلبی به عنوان فاطمه (س) معلم فرشته ها در خدمت دوستان هستم.


+ چرا دعاهاى ما مستجاب نمى شود امیرالمؤ منین على علیه السلام روز جمعه در کوفه سخنرانى زیبایى کرد، در پایان سخنرانى فرمود: دوستان بقیه جریان را در وبلاگ بنده مطالعه بفرمایید.






طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ