سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
تبلیغ تی وی
[ و فرمود : ] آن که به عیب خود نگریست ، ننگریست که عیب دیگرى چیست ، و آن که به روزى خدا خرسندى نمود ، بر آنچه از دستش رفت اندوهگین نبود ، و آن که تیغ ستم آهیخت ، خون خود بدان بریخت ، و آن که در کارها خود را به رنج انداخت ، خویشتن را هلاک ساخت ، و آن که بى‏پروا به موجها در شد غرق گردید ، و آن که به جایهاى بدنام در آمد بدنامى کشید ، و هر که پر گفت راه خطا بسیار پویید ، و آن که بسیار خطا کرد شرم او کم ، و آن که شرمش کم پارسایى‏اش اندک هم ، و آن که پارسایى‏اش اندک ، دلش مرده است ، و آن که دلش مرده است راه به دوزخ برده . و آن که به زشتیهاى مردم نگرد و آن را ناپسند انگارد سپس چنان زشتى را براى خود روا دارد نادانى است و چون و چرایى در نادانى او نیست ، و قناعت مالى است که پایان نیابد ، و آن که یاد مرگ بسیار کند ، از دنیا به اندک خشنود شود ، و آن که دانست گفتارش از کردارش به حساب آید ، جز در آنچه به کار اوست زبان نگشاید . [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :102
بازدید دیروز :280
کل بازدید :249453
تعداد کل یاداشته ها : 67
93/9/7
7:25 ص
مشخصات مدیروبلاگ
 
کامران قراملکی[683]

خبر مایه

گرچه حرمت رقص مرد بر مرد و زن براى زن اگر مستلزم و توأم با مفسده دیگرى نباشد ( که به نظر می آید این غیر ممکن باشد)، امرى اتفاقى بین همه فقها نیست، بلکه به فتواى مقام معظم رهبرى و آیه الله تبریزى هر دو مورد فوق جائز است،

اگر مستلزم مفسده نباشد؛ البته بقیه فقها آن را حرام دانسته اند .

اما  مسئله حرمت رقص از باب لهو بودن آن است که بر اساس روایات، یکى از مصادیق آن رقص است‏.

انسان اگر کمی در آیات و روایات تامل بکند در می یابد که هدف از زندگی چیست و از بایدها و نبایدها برای نیل به هدف مقدس آگاه می شود.

اینکه در روایات کار لهو مذموم شناخته شده و حکم بر حرمت آن کرده شده برای این است که امر لهو ؛ انسان را از هدف مقدس دور می سازد و او را از مسیر الهی منحرف می سازد . ائمه اطهار علیهم السلام برای همین مبعوث شده اند که انسانها را از کار لهو بازدارند تا به اصل خویش بازگردند . تا از وهم به در آیند و به عقل رجوع کنند . اگر چنین چیزی خوب و پسندیده بود چرا ائمه این کار را نکردند و بر عکس مذموم دانستند و از طرف دیگر کسانی مثل یزید و امثالهم کارشان رقص و آواز با زنان و دختران بود. معلوم می شود حکمتی در کار بوده که ائمه از این کار نهی کرده اند .

برای روشن شدن مطلب به این جریان توجه نمایید:

 

 

سلیمان بن بلال گوید: حضرت رضا علیه السلام از پدرانش روایت میکرد که ابلیس از هنگام آدم علیه السلام تا بعثت مسیح علیه السلام نزد پیامبران مى‏آمد و با آنها سخن میگفت، و در میان آنها بیش از همه با یحیى بن زکریا انس و رفت و آمد داشت.

روزى یحیى گفت: از تو سؤالى دارم، شیطان گفت: تو بزرگتر از این هستى که پاسخ سؤال تو را ندهم، اینک هر چه میخواهى بپرس و من حقیقت را به تو خواهم گفت.

یحیى گفت دوست دارم دام‏هاى تو را که بوسیله آن مردم را به دام میاندازى مشاهده کنم، شیطان گفت بسیار خوب خواسته‏هاى تو را اجابت میکنم، وعده داد فردا صبح بار دیگر با تو ملاقات خواهم کرد و دامها را به تو نشان خواهم داد.

روز بعد بامداد که حضرت یحیى علیه السلام در منزلش نشسته و در انتظار شیطان بود ناگهان مشاهده کرد از یک سوراخى وارد اطاق شد! در این هنگام شیطان صورتش مانند بوزینه و بدنش مانند خوک و چشمانش از هم شکافته بود، دندانها و دهانش یک تکه استخوان بود، و چانه نداشت دو دست در سینه و دو دست در شانه‏اش قرار داشت، رگهاى درشت پشتش در

جلو بود، انگشتانش در پشت سرش قرار داشت. قبائى در بر کرده که وسط آن را با یک رشته بسته بود، و در آن رشته نخهاى متعددى سبز و قرمز آویزان کرده بود.

زنگ بزرگى در دست گرفته و یک سپر بر آن آویخته بود، و یک قلاب آهنى نیز در میان سپر گذاشته بود، پس از اینکه در نزد یحیى نشست، یحیى گفت این کمربند چیست که در وسط کمر بسته‏اى؟

گفت: این مجوسیت است که من براى آنها تأسیس کردم و آراستم، سپس گفت: این نخهاى رنگارنگ چیست؟ گفت اینها رنگهائى است که بوسیله آنها زنها را زینت میدهم تا مردم را فریب دهند.

حضرت یحیى گفت: پس این زنگ چیست که در دست خود گرفته‏اى؟

گفت این ساز و آواز است که مردم را هنگامى که در مجالس گرد هم آمده‏اند و شراب میخورند این زنگ را بصدا مى‏آورم و آنها به رقص و پایکوبى میپردازند، و شادمانى میکنند.

در اثر رقص و پایکوبى گروهى بیهوش میگردند و بعضى پیراهن پاره میکنند و عده‏اى از فرط مستى و بیخودى انگشتهاى خود را گاز میگیرند.

یحیى گفت: از کدام طبقات بیشتر خوشت مى‏آید، گفت: از زنان، آنها وسیله شکار کردن من هستند و توسط زنان نقشه‏هاى خود را انجام میدهم، هر گاه مردان صالح مرا نفرین میکنند من از آنها فرار میکنم و به اجتماعات زنها میروم، و از سخنان آنها بسیار خوشم مى‏آید و لذت میبرم.

حضرت یحیى گفت پس این سپر چیست که بالاى سرت گذاشته‏اى، گفت بوسیله آن دعاهاى مردان شایسته را از خود دفع میکنم، گفت پس این آهن که بالاى آن هست براى چیست؟.

گفت بوسیله این آهن دلهاى افراد شایسته را بطرف خود متمایل میکنم، یحیى گفت آیا تاکنون بر من پیروزشده‏اى؟.

گفت تاکنون نتوانسته‏ام بر تو پیروز شوم، و لیکن یک خصلت در تو هست که مرا به تعجب آورده است.

یحیى گفت آن چیست؟ گفت: تو مرد پرخورى هستى! هر گاه افطار میکنى و زیاد میخورى پرخورى تو مانع مى‏شود که بتوانى در شب برخیزى و نماز بگذارى، گفت: اینک با خداى خود پیمان بستم که بعد از این از طعام سیر نگردم تا آنگاه که به جوار رحمتش شتابم.

شیطان هم گفت من نیز متعهد شدم که دیگر مسلمانى را نصیحت نکنم، شیطان از نزد یحیى بیرون شد و دیگر بطرف او برنگشت.

 ( اخبار و آثار حضرت امام رضا علیه السلام  صفحه 882)

 

با توجه به این روایت معلوم می شود شیطان راهکارهای بسیار زیادی برای منحرف ساختن بندگان از مسیر الهی دارد که یکی از آنها کار لهو است و یکی از مصادیق کار لهو رقص و آواز می باشد.

برای اینکه کاملا این مطلب جا بیافتد نمونه دیگر را از کتاب شریف نهج البلاغه می آوریم تا حقیقت امر روشن بشود:

حضرت امیر بیان در نهج البلاغه حکمت 367 چنین می فرماید:

 

ای مردم کالای دنیای حرام چون برگ های خشکیده وبا خیز است ، پس از چراگاه آن دوری کنید ، که دل کندن از آن لذت بخش تر از اطمینان داشتن به آن است ، و به قدر ضرورت از دنیا برداشتن بهتر از جمع آوری سرمای? فراوان است.

آن کس که از دنیا زیا برداشت به فقر محروم است ، و آن کس که خود را از آن بی نیاز انگاشت ر آسایش است ، و آن کس که زیور دنیا دیدگانش را خیره سازد دچار ور دلی گردد ، و آنکس که به نیای حرام عشق ورزید ، درونش پر از اندوه شد ، و غم و اندوه ها در خان? دلش رقصان گشت، که از سویی سرگرمش سازند ، و از سویی دیگر رهایش نمایند، تا آنجا که گلویش را گرفته در گوشه ای بمیرد ، رگ های حیات او قطع شده ، و نابود ساختن او بر خدا آسان ، و به گور انداختن او به دست دوستان است.

اما مومن با چشم عبرت به دنیا می نگرد، و از دنیا به انداز? ضرورت بر می دارد ، و سخن دنیا را از روی دشمنی می شنود ، چرا که تا گویند سرمایه دار شد، گویند تهیست گردید ، و تا در زندگی شاد می شوند با فرا رسیدن مرگ غمگین می گردند ، و این اندوه چیزی نیست که روز پریشانی و نومیدی هنوز نیامده است.


87/5/23::: 11:23 ص
نظر()
  
  
پیامهای عمومی ارسال شده
+ با سلام خدمت سروران گرانقدر وبلاگ کلام نو به روز شد . در انتظار نظرات سازنده شما ...
+ چرا صدای آقای موسوی اولاش می لرزید ؟ نکنه میترسید که افشا بشه (که شد) ولی آخرش که دیگه فرصتی برای آقای احمدی نژاد نمونده بود شیر شده بود .( میگفت به من رای بدید تا راه را برای کارهای آقای هاشمی و... باز کنم!)
+ با سلام خدمت سروران گران قدر ضمن تلیست ایام شهادت فاطمه زهرا (س) با مطلبی به عنوان فاطمه (س) معلم فرشته ها در خدمت دوستان هستم.
+ چرا دعاهاى ما مستجاب نمى شود امیرالمؤ منین على علیه السلام روز جمعه در کوفه سخنرانى زیبایى کرد، در پایان سخنرانى فرمود: دوستان بقیه جریان را در وبلاگ بنده مطالعه بفرمایید.